تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را. (حضرت علی علیه‌السلام)
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۸
کاربران آنلاین:
1
کل بازدیدها:644376
خانه » مذهبی واعتقادی » اشعارمذهبی » اشعار ناب مخصوص اربعین
اشعار ناب مخصوص اربعین

اشعار ناب مخصوص اربعین

اشعار ناب مخصوص اربعین

ره واکنید قافله سالار میرسد
یک قافله اسیرعزادار میرسد

برخیز یا حسین سری دست و پانما
دلبر برای دیدن دلدار میرسد

حالا که پیرعشق شدم ناز می‌کنی
باشد تو ناز کن که خریدار میرسد

سر الحسین سینه سینای زینب است
آری حقیقت همه اسرار میرسد

بالا بلند بودم و حالا خمیده ام
پرغم ترین زمانه دیدار میرسد

عباس کو که صبرعقیله سر آمده
ناموس حق زکوچه و بازار میرسد

بر روی قبر پیرهنت پهن می‌کنم
جانم به لب زگریه بسیار میرسد

تکرارصحنه‌ها شده درپیش دیده ام
نیزه به دست لشگر اشرار میرسد

گویا هنوز میشنوم زیر دست و پا
فریاد العطش ز لب یار میرسد

آن بار گر نشد بدنت را بغل کنم
قبرت به روی سینه‌ام این بار میرسد

هرجا که شد غرور مرا دشمنت شکست
زینب غمین از آن همه آزار میرسد

آه رباب و قبر بهم خورده ی علی
لالایی اش ازآن دل غمدار میرسد

🔸شاعر:
#قاسم_نعمتی
___________________________

اشعار ناب مخصوص اربعین

نه تنها در وداع تو جدا شد جان من از من
که می آمد صدای ناله های پنج تن از من

از آنجایی که وابسته است جان من به جان تو
جدا کردند سر از تو، جدا کردند تن از من

میان معرکه هم زخم، هم جان باختن از تو
میان خیمه ها هم سوختن، هم ساختن از من

دلم خوش بود با پیراهنت، آن هم به غارت رفت
پس از تو رخت بر بسته است شوق زیستن از من

غریبم آنچنان در سرزمین مادری بی تو
که می پرسد نشانی های زینب را وطن از من

“ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق”
کسی نشنید جز توصیف زیبایی سخن از من

از آن بتخانه ها چیزی نماند آنجا که بر می خاست
طنین تیشهء پیغمبران بت شکن از من

منم حسن ختام باشکوه داستان تو
پس از این اسوه می سازند اساطیر کهن از من

🔸شاعر:
#سیدحمیدرضا_برقعی
___________________________

اشعار ناب مخصوص اربعین

اهـلِ ادَب میسازَد عشقَش بے ادَب هـارا
اینجا تَماشا ڪُن شُڪوهـِ تاب و تَب هـا را

شورِ حُسینے هـا چہ شیرین است باوَرڪُن
با اشڪ هـا پَروَردہ اند اینجا رُطَب هـا را

روزیِ هـَرروزِ مَرا دادہ ست دَر هـیئت
با روضہ اش سَر ڪَردہ ام یڪ عُمْر شَب هـا را

باشَد حَرامَم زندگے حَتّیٰ اگَر یڪ روز
واجِب نَدانَم این قَبیل از مُستَحَب هـا را

با چایِ شیرینَش نَمَڪ گیرَش شُدَم ، این چای
از تلخڪامے هـایِ دُنیا شُست لَب هـارا

موڪَب بہ موڪَب از نَجَف تا ڪَربَلا دیدیم
این عشْق ڪَردہ مُشتَرَڪ‌ اَصل و نَسَب هـا را

ازاین سُتون تا آن سُتون شوقِ فَرَج دارَند
دَر راہ میبینے هـَمہ مُنجے طَلَب هـا را

حَتّیٰ مَسیحے هـا هـَم اینجا اَشڪ میریزَند
گویا ڪہ آقا باز مے خوانَد وَهـَب هـا را

تاوَل ڪہ نہ نوعے مدال از جنسِ مُروارید
بسیار زیبا ڪَردہ پایِ مُنتَخَب هـا را

داغِ مِنا سوزاند مارا پَس بیا حاجی
اینجا ببین فَرقِ عَرَب هـا با عَرَب هـا را…

🔸شاعر:
#محسن_کاویانی
___________________________

اشعار ناب مخصوص اربعین

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است