برخي برده به دنيا مي آيند، ديگران برده مي شوند و باز عده اي به سوي برده داري جذب مي شوند.
خوش آمدید - امروز : جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷
کاربران آنلاین:
6
کل بازدیدها:519156
خانه » ازدواج » مشاوره بعد از ازدواج » مهارت مبارزه » آيا واقعاً دعوا نمک زندگي است؟ (دلیل اصلی این حرف چیست)
آيا واقعاً دعوا نمک زندگي است؟ (دلیل اصلی این حرف چیست)

آيا واقعاً دعوا نمک زندگي است؟ (دلیل اصلی این حرف چیست)

آيا واقعاً دعوا نمک زندگي است؟

گاهي اوقات در مجلات و يا کتاب ها مي خوانيد که «دعوا نمک زندگي است» و گهگاه از بعضي دوستان و آشنايان مي شنويد که مي گويند گاهي قهر و دعوا موجب تداوم زندگي زناشويي  مي شود.

اين عده از يک حقيقت کلي در مورد آدمي بي خبرند و آن اين است که احساسات انسان همانند آتش است. که با يک جرقه کوچک شروع مي شود و آنچنان زبانه مي کشد که ممکن است همه چيز را در اطراف خود بسوزاند و به خاکستر تبديل کند؛ و بر روي مشتي خاکستر زندگي کردن غيرممکن است.

متأسفانه گاهگاهي ما خود به تنهايي بر مسند قضاوت مي نشينيم و شوهران خود را محکوم مي کنيم، اما يک طرفه قضاوت کردن کار درستي نيست.

نبايد اجازه دهيد عقايد غلط ديگران و تقليدهاي غلط از زندگي افراد ديگر و يا از مجلات و فيلم ها و روزنامه ها موجب از هم پاشيدن آرامش شما در زندگي شود.

بايد خيلي صادقانه بگويم بعد از بيست و پنج سال زندگي زناشويي هر بار که با شوهرم جنگ و دعوا دارم، آنچه که بعد از آن برايم مي ماند درد و رنجي است که روزها و گاهي هفته ها به طول مي انجامد.

خيلي از زنان و شوهراني که زندگي زناشويي موفقي دارند و براي روابط خود ارزش و احترام قائل هستند معتقدند که دعوا و ستيزه موجب بهتر شدن و يا به قول عده اي نمکين شدن زندگي نمي شود.

بلکه باعث از هم پاشيدن زندگي و تيرگي روابط مي شود، چون سبب ناراحتي اعصاب، بالا رفتن فشارخون، سوء هاضمه، و مهمتر از همه از بين رفتن عشق و محبت در زندگي مي شود.

دکتر وين دايرمي گويد: همه زن و شوهرها بايد بدانند اين عقيده که دعوا به طور طبيعي موجب بهتر شدن زندگي مي شود غلط است؛

زيرا از نظر رواني بعد از هر دعوا و ستيزه نوعي احساس ضعف و ناتواني در طرفين به وجود مي آيد که تا مدتي مانع از انجام کارهاي روزانه مي گردد و جلوي اتخاذ تصميم هاي درست و بجا را مي گيرد.

و به روابط ضربه بزرگي وارد مي آورد و موجب سردردهاي شديد، پشت درد، سوء هاضمه، بالا رفتن فشارخون، بي خوابي، و در بسياري اوقات يک نوع نگراني و اضطراب طولاني مي شود.

البته ضررهاي مادي هم که در نتيجه دعواهاي خانوادگي ايجاد مي شود بر ما پوشيده نيست.

* روزي يکي از دوستانم که خود دکتر روان شناس است مي گفت: بر سر يک موضوع کوچک با شوهرم دعوا کردم و آنچنان عصباني شدم که پس از خروج از خانه سوار ماشين خود شدم و چند بار محکم آن را به ماشين شوهرم که جلوي خانه پارک شده بود کوبيدم و موجب خراب شدن و خسارت ديدن هر دو ماشين شدم.

* خانم ديگري مي گفت يک روز که داشتيم به مهماني مي رفتيم با شوهرم جر و بحث کردم، کم کم جر و بحث تبديل به يک دعوا و ستيزه بزرگ شد، طوري خشمگين شدم که خودم را از ماشين در حال حرکت به بيرون پرتاب کردم.

* خانمي ديگر که در ميان دوستان و آشنايان به خوش اخلاقي معروف بود، روزي با شوهرش دعوا کرد و از شدت عصبانيت، شوهر را با همان چاقويي که در حال خرد کردن پياز بود تهديد کرد، بعد هم همه ظرف هايي را که در آشپزخانه بود يکي يکي شکست.

* بنا به گفته مادرم من دختري نبودم که در خانه قهر کنم. اما در ۳۸ سالگي يک بار با شوهرم دعوا کردم؛ به قدري ناراحت و عصباني شدم که کنترل خود را از دست دادم و خود را روي زمين انداختم.

آنقدر خودم را به زمين زدم و آنقدر با دست به سر و کله خودم زدم که تا مدت ها در بيمارستان بر اثر شکستگي استخوان بستري بودم… اينها نمونه هاي کوچکي از ضررها و زيان هاي دعوا و منازعه در خانواده است.

متأسفانه اکثر آدم ها از يک حقيقت کلي در مورد خود و ديگران غافل هستند، و آن اين است که بنا به گفته خيلي از روان شناسان از جمله «دکتر داير»، خداوند از هر کدام از انسان ها فقط يک نمونه خلق کرده است.

شايد کساني باشند که از نظر ظاهر و يا طرز فکر با ما شباهت هاي بسيار داشته باشند، اما هرگز هيچ انساني نيست که از نظر اعتقادات، روش زندگي، طرز فکر و ديگر موارد زندگي به ما شباهت کامل داشته باشد.

اين گفته بدان معنا است که نبايد انتظار داشته باشيم هميشه و در هر زمان اطرافيان ما کاملاً ما را درک کنند، زيرا انجام چنين کاري براي خود ما هم غير ممکن است. شايد شما مدت زيادي را با دوستي که از خيلي جهات با شما هم عقيده است زندگي کنيد، ولي روزي متوجه شويد که او قادر نيست کاملاً شما را درک کند ؛

نبايد فراموش کنيد که او کپي شخصيت شما نيست : گاهي شما از درک او عاجز هستيد و زماني او از درک شما. اگر سعي کنيد در رابطه با دوستان و آشنايان بخصوص در زندگي زناشويي اين مسئله را در نظر بگيريد، هر روز زندگي شما بهتر و شيرين تر مي شود.

 همه زن و شوهرها بايد بدانند اين عقيده که دعوا به طور طبيعي موجب بهتر شدن زندگي مي شود غلط است؛

زيرا از نظر رواني بعد از هر دعوا و ستيزه نوعي احساس ضعف و ناتواني در طرفين به وجود مي آيد که تا مدتي مانع از انجام کارهاي روزانه مي گردد و جلوي اتخاذ تصميم هاي درست و بجا را مي گيرد. و به روابط ضربه بزرگي وارد مي آورد و موجب سردردهاي شديد، پشت درد، سوء هاضمه، بالا رفتن فشارخون، بي خوابي، و در بسياري اوقات يک نوع نگراني و اضطراب طولاني مي شود.

محترم شمردن قانون آزادي فردي در زندگي زناشويي

قانون آزادي هاي شخصي در قانون اساسي هر کشوري درج گرديده است. و ما اين قانون را براي خود محترم مي شماريم و در ارتباط با دوستان و آشنايان تا حدودي رعايت مي کنيم.

اما متأسفانه در زندگي زناشويي خود را ملزم به رعايت اين قانون نمي دانيم و زير پا گذاشتن اين قانون را با خواندن نامه ها و گوش دادن به تلفن هاي يکديگر آغاز مي کنيم.

حتي در بسياري موارد ديده شده که کيف هاي دستي و کمدهاي شخصي ديگران را به صورت عادت مي گرديم ! و در پاره اي اوقات انجام اين کارها را دليل بر صميمت در خانواده مي دانيم.

اين گونه کارها نه تنها دليل بر صميميت نيست بلکه موجب پايمال کردن آزادي هاي شخصي و در نظر نگرفتن فرديت افراد خانواده است.

رعايت اين قانون در مورد اوقات اشخاص هم صدق مي کند. خارج از محيط خانه اگر بخواهيم با شخصي قرار بگذاريم، سعي مي کنيم از او بپرسيم چه ساعتي مناسب است تا حتي الامکان از برهم خوردن برنامه او جلوگيري کنيم.

رعايت چنين مسائلي در زندگي خانوادگي بخصوص در زندگي زناشويي هم لازم و ضروري است. اما رعايت اوقات فراغت زن و شوهر شايد از نظر ظاهر کمي غيرعادي باشد، زيرا طرز فکر حاکم بر اجتماع مي گويد که آنها در هر صورت و در همه وقت بايد از وظايف مادري و همسري خود پيروي کنند؛

ولي زنان مي توانند علي رغم انجام وظايف مادري و همسري، اوقاتي را براي برنامه هاي شخصي اختصاص دهند؛ و رعايت چنين مسئله اي از طرف شوهران ضروري است.

همچنين زنان بايد در مورد شوهران خود اين مسئله را رعايت کنند زيرا کار و مسئوليتِ پي در پي روح و جسم آدمي را خسته مي کند و داشتن سرگرمي و تفريح ، لازم و ضروري است.

گاهي بعضي از سرگرمي ها خانوادگي است و همه اعضا در آن شرکت مي کنند، و گاهي خصوصي و فردي است.

گاهي اوقات شوهر شما مشغول مطالعه است و يا تلويزيون تماشا مي کند. زماني هم ممکن است گلدان ها را جابجا کند. نبايد اخم کنيد و بگوييد:«لعنت به اين زندگي! از صبح تا شب سرکار هستي حالا هم که آمدي خانه، اين طور وقت مي گذراني». نبايد فراموش کنيد که شوهر شما يک ماشين سخنگو نيست که بتواند دائماً در حال گفتگو باشد.

اگر شوهر شما گاهي اوقات کمتر با شما گفتگو کرد، فکر نکنيد اين عمل بدان معني است که از شدت علاقه اش نسبت به شما کاسته شده است. چه بسيار شوهراني که دائماً با همسر خود صحبت مي کنند، در حالي که مهري از او به دل ندارند.

متأسفانه گاهگاهي ما خود به تنهايي بر مسند قضاوت مي نشينيم و شوهران خود را محکوم مي کنيم، اما يک طرفه قضاوت کردن کار درستي نيست. نبايد اجازه دهيد عقايد غلط ديگران و تقليدهاي غلط از زندگي افراد ديگر و يا از مجلات و فيلم ها و روزنامه ها موجب از هم پاشيدن آرامش شما در زندگي شود.

 

آيا واقعاً دعوا نمک زندگي است؟

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است