هر روز، روزي است كه هست و هرگز در جهان روزهاي هم شكلي وجود نداشته است.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷
کاربران آنلاین:
3
کل بازدیدها:520683
خانه » زناشویی » روانشناسی زناشویی » تأثير تولد فرزند در روابط زن و شوهر ( قسمت دوم )
تأثير تولد فرزند در روابط زن و شوهر ( قسمت دوم )

تأثير تولد فرزند در روابط زن و شوهر ( قسمت دوم )

تأثير تولد فرزند در روابط زن و شوهر

در قسمت اول مطالبي در مورد واكنش هاي رواني تولد فرزند مطرح نموديم . اينك درادامه مي خوانيم …

ب)واكنش هاي رفتاري

پرخاشگري:

در اثر تداوم تنهايي و احساس محروميت پدر از عشق و محبت همسر ، گاه واكنش هاي پرخاشگرانه در برخي مردان شكل مي گيرد .

آنهابراي جلب توجه همسر و در نتيجه محروميت از توجه و محبت ، به عنوان واكنشي بعضاً انتقامي ، پرخاشگري و بداخلاقي پيشه مي كنند و طبيعي است پرخاشگري كه در نتيجه اين احساس به وجود آمده متوجه فرد يا افرادي شود كه آن را به وجود آورده اند .

( البته گاهي هم واكنش هاي پرخاشگرانه به سمت خود فرد سوق داده مي شود ) مسبب اين تنهايي كيست ؟ مادر و فرزند . پس با ورود به خانه و مشاهده اين افرادِ مسبب،احساسات ناخوشايند ، بدرفتاري و پرخاشگري شروع مي شود . تا آنجا كه ممكن است هر ديدار ، به وقوع مشاجره يي بينجامد .

تأثير تولد فرزند در روابط زن و شوهر 

حسادت پدر نسبت به فرزند ( كه گاه آشكارا و گاه به صورت پنهاني ابراز مي شود ) :

شايد در اولين نگاه تصور اين كه پدري به فرزند خود حسادت كند ، مضحك  و غيرمنطقي به نظر برسد . اما واقعيت اين است كه برخي مردان در مقابل فرزند خود حسادت پيشه مي كنند تا آنجا كه از همسران خود مي پرسند كداميك را بيشتر دوست داري من يا فرزندمان را ؟

كار زياد و يا پر كردن اوقات در جمع دوستان :

واكنش رفتاري عده اي ديگر ، كناره گيري از خانواده و توجه بيشتر به محيط بيرون از منزلاست . از آنجا كه در محيط منزل پذيرفته نمي شوند ( و يا حداقل اينطور احساس مي كنند ) پس ترجيح مي دهند وقت خود را بيرون از منزل سپري كنند .

برخي تا نيمه شب كار مي كنند آنقدر كه تقريباً نيمه جان به منزل مي رسند . با اين توجيه كه فرزند تمام وقت همسر را پر كرده ، پس آنها هم با كار، اوقات خود را سپري مي كنند .

برخي ديگر به طرف دوستان دوران تجرد و يا دوستان تازه كشيده مي شوند و مدت زمانبسياري را به گذران وقت با آنها اختصاص مي دهند . به همين دليل يكي از گلايه هاي مادران جوان نيز ، عدم حضور شوهران در منزل و رسيدگي به آنهاست .

اين به اصطلاح”رفيق بازي” تنها بازگشتي به دوران تجرد و همدم شدن با دوستان نيست ، به نوعي فرار از واقعيت و مسئوليت هايي است كه در زندگي بر دوش مردان نهاده شده و روي شانه هاي آنها سنگيني مي كند .

معاشرت با رفقايي كه گاه برخورد با آنها نتيجه اي جز دردسر ، مزاحمت و اختلال در محيط منزل در بر ندارد .

تأثير تولد فرزند در روابط زن و شوهر 

اما چه كنيم ….

طبيعي است كه ورود فرزند تا حدي وضعيت گذشته را تغيير دادهونظم و تعادل گذشته را دچار اختلالي زود گذر خواهد كرد . اين گونه به هم ريختگي و عدم توازن امري اجتناب ناپذير و زودگذر است .

اما زوجهاي جوان نيز بايد بدانند اگر اين عدم تعادل بيش از يكسال به طول بينجامد ، به صورت عاملي خطرناك و مخرب ، زندگي زناشوييآنها را مورد تهديد قرار خواهد داد . زيرا با تضعيف روابط خانوادگي ، پيوندهاي عاطفي بين زوج نيز سست شده و ادامه رابطه را با مشكل مواجه خواهد كرد و در صورت تداوم وضعيت ايجاد شده،تمام خانواده در اثر اين فرآيند متضرر مي شود.

پس بايد هر چه سريعتر وضعيت را به حال عادي نزديك كرد تا نيازهاي عاطفي و رواني تمام اعضاي خانواده اغنا شده ، مشكل حادي پيوند زناشويي را تهديد نكند .

مي توان همزمان با رسيدگي به فرزند ، تعادلي ايجاد كرده كمي بيشتر به شوهر توجه نشان داد . مردان نيز مي توانند به همسران و در واقع به خودشان در انجام برخي از امور منزل كمك كنند.

اگر برخي مسئوليت هاي مادر در منزل مانند بچه داري ، تا حدي از دوش او برداشته شود مسلماً فرصت بيشتري براي رسيدگي به امور ديگر و به خصوص توجه به همسر در اختيار خواهد داشت و كارهاي معمول روزانه،او را از پا نخواهد انداخت .

آيا مي انديشيم كمي بغل كردن فرزند خودمان ، لطمه اي به غرور مردانه ما وارد مي كند ؟  مگر نه اين كه پيشوايان ديني براي كمك به همسر بچه ها را به دوش مي گرفته و با آنها بازي مي كرده اند ؟

تأثير تولد فرزند در روابط زن و شوهر 

مساعدت در نگهداري از فرزند چند حسن دارد:

اول اين كه علاقه پدر نسبت به فرزند افزوده خواهد شد و ترجيح خواهد داد به جاي حسادت ، نسبت به اين موجود عزيز عشق بورزد .

دوم اين كه با مسئوليت خطير فرزند پروري آشنا شده و مي فهمد رسيدگي به طفل تنها شير دادن و خشك نگهداشتن كودك نيست . طفل نيازهاي فراواني دارد كه رسيدگي به تمام آنها مستلزم صرف وقت و انرژي فراواني از سوي مادر است؛پس ديگر شكايتي از بي توجهي همسر،ذهن او را پر نخواهد كرد . علاوه بر اينكه مادر نيز فرصت بيشتري براي رسيدگي به شوهر پيدا مي كند و

سوم اين كه ديگر رفقا جاي خانواده را نخواهند گرفت .

اگر كمي صبور باشيم زمان،بسياري از اين مشكلات را حل خواهد كرد. به تدريج طفل بزرگ و بزرگتر مي شود و توانايي انجام برخي اموررا پيدا مي كند . به مرور زمانهم  ،زن و مرد  هر دو متوجه مي شوند هيچ علاقه اي  جاي عشق به همسر را پر نخواهد كرد پس بهترمي بينند كه هر دو محبت خود را نثار فرزندشان كنند.

زيرا عشق به فرزند با عشق به همسر تفاوت هاي ماهيتي دارد و نبايد انتظار داشت هر دو به يك شيوه و به يك صورتباشد .

آنچه در روابط همسران ، پس از تولد فرزند متحول مي شود تنها شيوه ارتباط است نه خود ارتباط . كاركردهاي همسري همچنان پا بر جا باقي مي ماند،تنها انتظارات و شيوه هاي ارتباطي ، ناگزير تغيير مي پذيرند .

البته پس از مدتي همه چيز به جاي سابق باز خواهد گشت و زندگي به روال خوش گذشته ادامه خواهد يافت؛ البته اگر كمي صبور باشيم و در زمان مقتضي ، عكس العمل هاي مناسب از خود نشان دهيم .

تأثير تولد فرزند در روابط زن و شوهر 

تاکنون یک نظر ثبت شده است.

  1. دستتون درد نکنه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است