شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید.
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸
کاربران آنلاین:
2
کل بازدیدها:665149
خانه » مدیریت فعالیتهای فرهنگی » ضرورتهاي لازم براي انجام فعاليتهاي تربيتي در مراكز تربيت محور
ضرورتهاي لازم براي انجام فعاليتهاي تربيتي در مراكز تربيت محور

ضرورتهاي لازم براي انجام فعاليتهاي تربيتي در مراكز تربيت محور

ضرورتهاي لازم براي انجام فعاليتهاي تربيتي در مراكز تربيت محور

 

 بسم الله الرحمن الرحيم

 

ضرورتهاي لازم براي انجام فعاليتهاي تربيتي در مراكز تربيت محور

 

       برگزيده اي از فصل سوم كتاب منشور اجرايي فعاليتهاي فرهنگي در مسجد ، نويسنده: حجه الاسلام محمد بيرانوند.

 

براي انجام فعاليتهاي تربيتي لازم است مربي بداند…

معنای تربیت

تربیت در لغت از ماده­ی «ربا، یربو» و معنای آن زیادتی و نموّ، به معنای رشد دادن است.[۱]

تربی الوَلَد: اَی غذّاه وجَعَلَهُ یربو: به او غذا داده و او را به رشد در آورده.

تربی الوَلَد: اَی هَذَّبَهُ: او را پاکیزه گردانید.

واژه­ی «تزکیه» نیز مترادف کلمه­ی تربیت است.

زَکَتِ الارضُ: اَی طابت: یعنی زمین پاک شد.

زکِّی الله: طَهَّرَهُ وَ اَصلَحه. الزّکی: ما کان صالحاً: به معنای پاکیزه از گناه.[۲]

تربيت در اصطلاح، معاني مختلفي دارد؛ از آن جمله: ایجاد تغییرات مطلوب در انسان، و به عبارت دیگر، ایجاد تحولات ثمربخش در محیط زندگی انسان به منظور شكوفایی استعدادهای آدمی؛ و یا پروراندن قوای جسمی و روحی انسان برای وصول به كمال مطلوب.

امّا «تربیت» در زبان قرآن اعم از تزکیه است؛ یعنی افزون بر پروراندن قوای روحی، پرورش جسم و تن را هم شامل می­گردد. آیات زیر در همین معنای اخیر به کار رفته است:

۱ـ فرعون به حضرت موسی۷می­گوید: (أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَ لَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ)؛[۳] «تو همان کودکی نیستی که ما پروردیم و سال‌ها از عمرت نزد ما گذشت.»

۲ـ قرآن در سفارش خود درباره­ی پدر و مادر می­فرماید: (وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا)؛[۴] «و بگو: پروردگارا! همان گونه که پدر و مادر، مرا از کودکی پرورش دادند، تو در حق آنها مهربانی فرما.»

کلمه­ی «تهذیب» و «تزكيه» نيز مترادف معناي «تربيت» و به معنای پاک کردن است و کسی که اخلاقش نیکو و پاک باشد را «مهذّب» گویند.

هَذّب الرجل: ای طهَّر اخلاقَهُ مما یُعیبُها.

مرد را تهذیب کرد؛ یعنی اخلاق او را نیکو و پاک ساخته.

آنچه موجب نقص و نقصان او می­شده، او را پاک گردانید.[۵]

تربیت به معنای تبدیل قوه به فعلیت نیز هست

. انسان­ها دارای استعدادهای زیاد و غیر قابل باوری هستند که مربی باید آن استعدادها و توانایی­ها را بشناسد و راه شکوفایی آن را برای متربّی باز نماید.

خدای کریم در آیه هفدهم سوره نوح نیز موضوع تربیت «انسان» را در قرآن به دانه­ی پر استعداد خدایی شدن توصیف نموده است: (و اللهُ اَنبَتَکُم مِنَ الأرضِ نَباتا).

راغب اصفهانی در المفردات می­گوید: ربّ؛ یعنی اعطاکننده­ی لحظه به لحظه­ی نیازهای بشری. لذا مربّی باید به موضوع تربیت، یعنی انسان، و نیازهای او و برنامه­های تربیتی شناخت کافی داشته باشد تا بتواند با برطرف ساختن نیازهایش او را تربیت نماید.

کسی که ساختار روحی، عاطفی، فکری و جسمی انسان را نشناسد، نمی­تواند کار تربیتی دقیقی انجام دهد. کسی که با نیازهای مقاطع مختلف سنی آشنا نباشد، چون نمی­داند چه نیازی را در چه سنی باید اعطا کند، به طور طبیعی نمی­تواند پاسخگوی نیازهای متربّی باشد، چرا که توانایی بدون دانایی ممکن نیست.

در نتیجه

مربّی واقعی خداوند حکیم است که با شناختی که از مخلوق خود دارد سعادت او را رقم می­زند. از این­رو، هدایت و تربیت انسان را به انسان شناسان و الگوهای کامل بشری، یعنی انبیا و امامان:، واگذار نموده تا آنها نقش مربّی و هدایت کننده را ایفا نمایند.

البته پیداست که در تربیت دینی، شناخت انسانی مد نظر است که خدای حکیم در قرآن او را توصیف و تعریف نموده است نه انسانی که ادیان تحریف شده و مکاتبی که اعتقادی به روح و نفس و فطرت ندارند مد نظر دارند.

بر این­ اساس، آشنایی با مفاهیم و مبانی انسان‌شناسی در قرآن و کلام اهل بیت:، ضرورت کار تربیتی است و مربّی برای موفقیت در این عرصه نباید از آن غافل شود.

«بنابر اين، انسان بايد در تحت تعليم و تربيت صحيح واقع شود تا به كمال خود برسد و لذا خدا قرآن را نيز به حق فرستاده است‏. خدا براى تربيت مردم و بالا بردن سطح معارف و هدايت آنان به اصالت علم و واقعيّت­هاى جهان كه همه در پرتو توحيد واقع‏اند مى‏فرمايد:

هر كس به مقام توحيد واقعى و يقين كامل رسيده باشد، به مرتبه­ی انسانيّت واصل شده و اگر نرسيده باشد ناقص است، و احتياج به تربيت دارد. معلّم و مربّى آدمى بايد شخص كامل باشد، شخص ناقص نمى‏تواند راهبر انسان به كمال باشد.»[۶]

ضرورتهاي لازم براي انجام فعاليتهاي تربيتي در مراكز تربيت محور

    شناخت صحیح دین

فهم درست دین، به عنوان برنامه­ی انسان سازی و راه زندگی، لازمه­ی کار یک مربّی است.

آنچه امروزه باعث تشتّت فرهنگی در جهان اسلام شده، عدم ارایه‌ی تلقی واحد از دین و فرهنگ دینی است. عمده­ی بانیان این انحراف بزرگ نیز بانیان سقیفه هستند که در آغاز سنگ بنای این تشتّت را بنا نهادند.

بر همین اساس، فهم دین از منظر اهل بیت:ضامن سعادت متربّی است، که این هم بدون شناخت و تفقّه و کسب علم و آگاهی میسور نخواهد بود.

یک مربّی خود باید با جامعیت اسلام و ارکان آن آشنا باشد و حداقل یک دوره عقاید اسلامی استدلالی را آموخته کار کرده و پاسخگوی سؤالات ابتدایی اعضا نیز باشد. مربّی باید خود در فهم دین به ثبات رسیده و متزلزل و مردد نباشد.

ضرورت آشنایی با روش­های تربیتی

تربیت یعنی زمینه‌سازی برای تغییر رفتار، این تغییر بدون بهره­گیری از روش­های تربیتی ممکن نخواهد بود.

مربّی عزیز! تا به حال چند کتاب تربیتی را مطالعه نموده­ای؟ چند کتاب پیرامون شناخت ابعاد وجودی انسان و نیازهای فکری، روحی، روانی، عاطفی، و جسمی آن خوانده­اید؟ آیا با روش­های تربیت اسلامی و مهارت­های اجرایی آن آشنا هستید؟

فرمول اجرایی روش­های تربیتی همچون: روش تکریمی و کرامت بخشی، روش بصیرت‌آفرینی، روش اسوه‌پردازی، روش پرواپیشگی (تهذیبی)، روش فریضه‌سازی، روش ترغیبی (ذکر صالحان)، روش اقناعی (استدلال و برهان)، روش تبینی (گفتگو و محاوره­ی آزاد)، روش امیدساز، روش اُبهت یا قباحت‌سازی و … چگونه است؟ چه مقدار با نویسندگان کُتب تربیت اسلامی آشنا هستید؟ تا کنون چند کتاب از آثار آنان را مطالعه کرده­اید؟

پیداست که ما بدون آگاهی از روش­های تربیتی قادر به تربیت نسلی صالح و سالم نخواهیم بود و حتی شاید به خاطر نادانسته­هایمان انحراف و اضلال نیز ایجاد کنیم.

 داشتن ایمان و باور برای مربّی یک ضرورت است.

مربّی عزیز! اگر شما هم اکنون سه عدد سیب نداشته باشید نمی‌توانید سه عدد سیب به دیگری بدهید چراکه خود ندارید؛ همین طور، کسی که باور، ایمان و یقین ندارد نمی­تواند آنچه را که خود ندارد به دیگری بدهد. «خفته را خفته کی کند بیدار»

ذات راه نیافته از هستی بخش       کی تواند که شود هستی بخش

یکی از شروط ضروری مربّی، داشتن ثبات قدم و ایمان راسخ است.

شخصی که در عرصه­ی تربیت مشغول فعالیت است باید قابلیت‌هایی را در خود پرورش دهد.

 

 چهار قابلیت لازم و ضروری برای مربّی:

۱ـ قدرت تشخیص:

مربّی باید قدرت تشخیص بالایی داشته باشه و شرایط و موقعیت­ها را به خوبی درک کند. به این معنا که فرد بتواند وقایع را به درستی فهمیده و اتفاق­های بیرونی را تشخیص دهد. مربّی باید توان پیش­بینی رخدادها را داشته باشد تا بتواند جریانات در حال اتفاق و آینده و نتیجه آن را پیش‌بینی کند.

کسی که نمی­داند در پنج سال آینده شرایط اجتماعی چگونه خواهد بود و زمان‌شناسی او مشکل دارد، نمی­تواند زمینه‌ساز تغییر رفتار متربّی خود در آینده باشد؛ چراکه نمی­داند اوضاع و احوال اجتماعی و … در پنج سال آینده چگونه است.

فرض کنیم شرکتی اعلام نموده که در پنج سال آینده دستگاه تلفن همراهی به بازار خواهد آورد که تمامی شبکه­های ماهواره‌ای را نشان می‌دهد. اگر من مربّی بدانم که این اتفاق در چند سال آینده رخ می‌دهد، روش تربیتی خود را متناسب با این رویداد تنظیم خواهم نمود. در این هنگام، روش­های تربیتی از قبیل «زورمدار» و «مربی‌مدار» و یا «والدین‌مدار» جواب نخواهد داد، بلکه می‌باید از روش خودکشیکی و کنترل درونی استفاده نمود.

۲ـ قدرت تطبیق:

مربّی باید قدرت تطبیق داشته باشد؛ یعنی بداند که در چه شرایطی، چه کاری انجام دهد. قدرت تطبیق تا حد بسیاری به آگاهی و شناخت­های تربیتی وابسته است. کسی که نمی­داند جایگاه تشویق و یا تنبیه و تذکر یا تغافل کجاست، چه بسا به خاطر نادانسته­هایش جا به جا عمل کند و نتیجه­ی معکوس بگیرد.

۳ـ قدرت برقراری ارتباط:

یک انسان فعال، با مردم و افراد جامعه به خوبی ارتباط برقرار می‌کند و در کارها از دیگران بهره می‌جوید وچون از حالت فردی خارج می­شود نتیجتاً تأثیرگذاری اجتماعی خواهد داشت. باز در اینجا نیز داشتن آگاهی و مهارت­های ارتباطی همچون مخاطب‌شناسی و نیاز‌شناسی و زبان‌شناسی ضرورت می­یابد. این­گونه آگاهی­ها و مهارت­ها شرط لازم برقراری ارتباط با متربّی است.

۴ـ قدرت خلاقیت و نوآوری:

هر انسان فعال، باید خلّاق باشد، کلیشه­ای عمل نکند و طرح­های جدید و نو و ابتکار آمیز ارایه نماید. در امر تربیت چون روش­های غیر مستقیم و غیر رسمی بیشترین تأثیر گذاری را دارد، می­طلبد که مربّی با خلاقیت و نامحسوس و غیر کلیشه­ای عمل کند.

کسی که توان درک رخدادها و توان پیش‌بینی رخدادها و توان تأثیرگذاری بر رخدادها را داشته باشد بی­شک می­تواند برای تربیت خود و دیگران برنامه ارایه کند.[۷]

  توجّه به انگیزش به جای آموزش درتربیت اسلامی

افراد در مسیر آموزش رسمی دین در کشور ما از مقطع پیش‌دبستانی تا مقطع کارشناسی حدود سه هزار صفحه آموزش رسمی یاد می‌گیرند. به نظر شما، این آموزش­ها چه مقدار در دین‌داری افراد تأثیرگذار است؟

دین از ما آموزش صرف نمی­خواهد، بلکه ایمان، تقوا، باور، یقین و اعتقاد می‌خواهد که جنس این کلمات با آموزش، داده، و دیتا همخوانی ندارد. باور و یقین، با انگیزش دینی حاصل می­شود، نه با آموزش. انگیزش یعنی آموزش همراه با باور و حس و حالت؛ یعنی بهره­گیری از آموزش‌های غیر رسمی و غیر مستقیم.

 

 بیان یک خاطره

برای تحلیل شخصیت به مرکز مشاوره آمده بود. می­گفت: من نمی‌توانم مال حرام بخورم و یقین دارم که مال حرام همچون آتش است. با واکاوی‌های صورت گرفته ریشه­ی شکل­گیری شخصیت دینی ایشان در زمینه­ی مال حرام به سن هفت سالگی رسید. گفت: پسر بچه­ی هفت ساله­ای بودم که مادرم مرا برای خرید نان به درب مغازه فرستاد.

نان خریدم و در راه برگشت، داخل کوچه کیف پر از پولی را پیدا کرده و آن را برداشتم و فوراً زیر نان­ها گذاشته و به سوی خانه دویدم.

مادرم در داخل حیاط مشغول کف زدن و شستشوی لباس­ها بود. نان­ها را در سالن خانه انداخته و داد زدم که مامان! مامان! کیف پول، کیف پول پیدا کردم.

یادم نمی­رود که مادرم همان لحظه با دست کفی به صورت خود زد و بلند بلند داد زد: آتیش! آتیش!

و با گفتن این­که فوراً آتیش را از خانه بیرون ببر به طرفم دوید.

باورتان بشود که اوّل خیال کردم که پشت سرم آتش گرفته است، ولی بعد فهمیدم که منظورش همان کیف پول است.

تصور نمایید اگر این مادر در جواب فرزندش که گفته بود: «مادر کیف پول پیدا کردم»، اوّل دستش را می­شست و بعد با جنبه­ی آموزشی شروع به نصیحت می­کرد، آیا ایمان و اعتقادی برای این پسر بچه حاصل می­شد؟

به این روش که آموزش همراه با باور و حس و حالت است «روش انگیزشی» می­گویند.

این روش باورساز و ایمان­ساز است و لازم و ضروری است که در تربیت دینی از این روش بیشتر بهره بگیریم.

بچه­ها در مجموعه­های فرهنگی بیشتر از گفتار؛ رفتار ما را می­بینند و بیشتر از حرف­های ما تحت تأثیر کردار ما هستند.

رفتار ما ممکن است زندگی دیگران را دگرگون کند؛ پس در مقابل رفتار و گفتارمان مسؤولیم و از همین رو است که در روایات ما بیشتر به رفتار عملی جهت دعوت و جذب سفارش شده است.لذا مربّی باید با رفتار و منش خود در صحنه‌های غیر رسمی و غیر آموزشی ایمان و باور را به بچه­ها انتقال دهد.

برگزيده اي از فصل سوم كتاب منشور اجرايي فعاليتهاي فرهنگي در مسجد

 نويسنده: حجه الاسلام محمد بيرانوند.

 

ضرورتهاي لازم براي انجام فعاليتهاي تربيتي در مراكز تربيت محور

 

[۱]. المنجد، ص۲۴۷، ماده­ی «الربا».

[۲]. المنجد، ص۳۰۳٫

[۳]. شعرا / ۱۸٫

[۴]. اسرا / ۲۴٫

[۵]. المنجد، ص۸۶۰٫

[۶]. امام شناسی، علامه طهرانی، ج۲، ص۲۴٫

[۷]. بایسته­های تبلیغ، ص۹۶٫

امتیاز 5.00 ( 1 رای )

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است