هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقاً داشته ایم و حالا داریم.
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸
کاربران آنلاین:
5
کل بازدیدها:593250
خانه » مدیریت فعالیتهای فرهنگی » شيوه‌هاي كادر سازي در مراكز فرهنگي
شيوه‌هاي كادر سازي در مراكز فرهنگي

شيوه‌هاي كادر سازي در مراكز فرهنگي

شيوه‌هاي كادر سازي در مراكز فرهنگي

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

شيوه‌هاي كادر سازي در مراكز فرهنگي

فصل دوم كتاب منشور اجرايي فعاليتهاي فرهنگي در مسجد حجه الاسلام محمد بيرانوند

یکی از اهداف انجام فعالیت­های فرهنگی در مسجد، «کادرسازی» است؛ منظور از کادرسازی، پرورش مدیران فرهنگی برای اداره­ی مسجد و سایر سطوح مدیریتی در کشور و فراتر از آن برای اداره­ی جامعه­ی مهدوی است.

این افق بلند قابل دستیابی است؛ در صورتی که برایش برنامه داشته باشیم و آن را در روزمرگی اجرای کارهای فرهنگی فراموش نکنیم، بلکه آن را راهبرد محوری تمام فعالیت­ها قرار دهیم.

برای رسیدن به این مهم این مسیر باید طی شود:

۱ـ انجام گسترده­ی فعالیت­های فرهنگی متنوّع

هدف آن است که افراد آرام آرام با تمام عرصه­های فرهنگی آشنا گردند.

۲ـ فعالیت­های مدیریتی فردی

در حین اجرای برنامه­ها باید سایر افراد مجموعه در کنار مجریان برنامه­های فرهنگی قرار گیرند تا به تدریج با شیوه­های اجرای برنامه­ها آشنا گردند و روش­های اجرای برنامه­ها را به طور ملموس درک نمایند. اگر در کنار مسؤول هر برنامه تنها دو نفر از اعضای مجموعه به‌کارگیری شوند به طور معمول، در یک بازه­ی زمانی دوساله، به صورت کارورزی و مهارت‌آموزی با زیر و بم اجرای فعالیت­ها آشنا شده و مهارت‌های مدیریت فردی برنامه­ها را یاد خواهند گرفت.

۳ـ فعالیت­های تربیتی

فراموش نکنیم که غرض از اجرای تمام برنامه­های فرهنگی، تربیت انسان­هایی چند بُعدی است؛ لذا برنامه­های محتوایی و رویکرد رفتاری ما باید پرورش مدیران با ایمان و متعهد باشد.

۴ـ فعالیت مدیریتی کلان

تا زمانی که مسؤولیت اداره و اجرای مراکز و برنامه­های فرهنگی به طور جدّی به افراد واگذار نگردد پرورش نیرو و کادر فرهنگی محقق نخواهد شد. ملاک قرار دادن سن افراد برای واگذاری مسؤولیت یک جفای بزرگ به کل مجموعه است. توانایی ملاک خوبی برای واگذاری مسؤولیت است. تا افراد در عناوین و جایگاه­ها قرار نگیرند، توانایی نسبی ایشان قابل سنجش نخواهد بود؛ علاوه بر آن واگذاری مسؤولیت­های مهم به افراد توانمند (هرچند با سن و سال کم)، خود، زمینه­ی نخبه‌پروری و… را در مجموعه به دنبال خواهد داشت. پویایی مجموعه و کادرسازی باید آن ­­گونه باشد که برای مراکز مهم فرهنگی نیز نیرو داشته باشیم و مدیران کارآمد جامعه را با شاخصه­ی مسجدی بودن بشناسند.

البته باید توجّه داشت که در حین اجرای این مراحل باید از آموزش‌های مداوم در سه حیطه غفلت نکنیم:

۱ـ آموزش­های دانشی: طرح مباحث آموزشی که لازمه­ی کادرسازی است (علم)؛

۲ـ آموزش­های بینشی: طرح مباحث معرفتی که لازمه­ی یک کادر با تعهّد است (ایمان)؛

۳ـ‌ آموزش­های روشی: توجّه به آموزش­هایی که مهارت­های فردی افراد را بالا می­برد (مهارت).

     فرآیند کادرسازی

تربیت نیروهایی با توان مدیریتی بالا از اولویت­ها و ضرورت­های اهداف متولّیان فرهنگی مساجد و مجامع دینی است. حجم گسترده­ی تشکل­های مردمی، اعم از کانون­ها و مجامع و مساجد، و بازده نامتناسب آنهــا، فاصـله­ی خروجی­هایشان با آرمان­های انقلاب اسلامی لزوم توجّه بیشتــر به دو عنصر «فکر» و «تشکیلات» را در این باره نمایان می­سازد. بدیهـی است مبانی فکری صحیح، بدون وجود سازماندهی مناسب از اثربخشی لازم برخوردار نیست و گسترش سازمان و مجموعه­ی فرهنگی نیز بدون داشتن آرمان مشکلی را حل نمی­نماید.

به نظر می­رسد مجموعه­هایی که به رشد فکری مناسب رسیده­اند نیز به خاطر ضعف عنصر تشکیلات، توان بازدهی متناسب با عملکرد و قدرت خود را نداشته­اند؛ فلذا باید چاره­ای اندیشید.

تعریف:

تشکیلات عبارت است از نظام اجتماعی خاصی که بر اساس آن عده­ای از افراد هم عقیده به منظور رسیدن به یک سلسله هدف‌های نسبتاً مشخص با یکدیگر همکاری می­کنند، تصمیماتی را اتخاذ می­نمایند و آنها را به مرحله­ی اجرا و عمل در می­آورند. از آنجا که این مفهوم ارتباط تنگاتنگی با مسأله­ی مدیریت پیدا می­کند شاید بهتر باشد تعریفی نیز از مدیریت داشته باشیم. مدیریت را می­توان جریان برنامه‌ریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت بر کوشش­های تشکیلاتی اعضا و به کارگیری کلیه­ی منابع جهت دسترسی به اهداف یک سازمان (در اینجا مسجد) تعریف کرد.

تشکیلات اسلامی، تشکیلاتی سازنده است. این سازندگی نیز متقابل است. سازندگی تشکیلات باید به نحوی باشد که فرد، درون تشکیلات ساخته شود. از سوی، دیگر ساختار تشکیلات نیز باید تقویت شود، و این تقویت هم متقابلاً از طریق پویایی نیروهای مجموعه یا مسجد فراهم می‌گردد.

جهت تبیین موضوع بهتر است به گوشه‌ای از سخنان شهید مظلوم آیت‌الله بهشتي۱ توجّه کنیم:

«اسلام با حفظ آزادي‌ها، انسان‌ را مي‌سازد.»

«ويژگي­هاي لازم در تشكل؛ ما همچنان بر داشتن يك تشكل پافشاري داريم، امّا شرط آن تشكل اين است:

۱ـ بايد پاسدار ارزش‌ها باشد، نه پاسدار خود.

نگهبان ارزش‌ها باشد، نه نگهبان خود. هر وقت اين تشكل به ‌جاي آن‌كه نگهبان ارزش‌ها باشد و خدا‌پرست و حق‌پرست و كمال‌دوست و كمال‌خواه باشد، خودخواه شد، آن وقت يك طاغوت مي‌شود. و چه بهتر كه چنين طاغوتي بر سر راه امّت نباشد. بر همه­ی ماست كه دائماً مراقبت كنيم كه تشكل ما، خودخواه نشود؛ هميشه خداخواه بماند و اين با خودسازي مداوم يك يك ما، مجموعه­ی ما و وجود سيّال تشكيلاتي ماست.

۲ـ تشكل باید سازنده باشد.

بايد آسان‌كننده‌ي خودسازي و كمكي به سير الي الله براي شركت‌كنندگان در اين تشكل باشد. هر وقت يكي از ما يا جمع ما به تشكل‌مان مشغول و سرگرم شديم، چنين تشكلي «لهو» مي‌شود و بايد از او پرهيز كنيم، زيرا ما را از خدا دور مي‌كند. اگر همه‌اش به‌ فكر تشكيلات‌مان باشيم، اگر تشكيلات براي ما آن‌قدر محبوب شد كه جانشين خدا و حق شد، حالت لهو پيدا مي‌كند و آدم را از ياد خدا غافل مي‌كند.

چه‌وقت ما مي‌فهميم كه تشكيلات براي ما لهو و سرگرمي نشده و لعب و بازي روزانه نشده؟ وقتي ‌كه ببينيم در اين تشكيلات داريم ساخته مي‌شويم، آن وقت كه كار تشكيلاتي ما حالت عبادت دارد. اين‌ كه ما اين همه تأكيد داريم كه كار در دفاتر حزب، بايد آهنگ عبادت داشته ‌باشد، اين در حزب جمهوري اسلامي در متن هدف‌گيري ماست.

كافي است كه ما از خودسازي‌مان باز بمانيم. كافي است كه ما از خداخواهي‌مان باز بمانيم. همين خودش خسارت بزرگي ‌است. بايد دفاتر حزب مراقبت‌كنند كه آن‌جا معبد باشد و محل عبادت بماند. جاي خودسازي ما باشد. اما اين‌ها با گفتن نمي‌شود. اين، با اخلاق در نيّت و باز با مراقبت بر عمل مي‌شود. طرز برخوردهايمان، طرز كارمان، شور و عشق كارمان، اين‌ها مي‌تواند نشان بدهد كه كدام طرفي هستيم.

بنابراين، شرط اوّل اين است كه ما تشكيلات‌پرست نشويم (طاغوت) و خود‌خواهي تشكيلاتي پيدا نكنيم، شرط دوم اين‌كه ما ممكن است تشكيلات پرست نباشيم، امّا سرگرم تشكيلات باشيم (لهو) يا سرگرم هم نشويم، ولي از خودسازي باز بمانيم.

۳ـ شرط سوم اين‌ كه اين تشكيلات به درد مردم بخورد، نه اين­كه يك باري باشد بر دوش اين جامعه (لغو).

تشكيلات مقداري هزينه مي‌برد، مقداري نيروي انساني مي‌برد، روي اين تشكيلات سرمايه‌گذاري مي‌شود. اگر اين تشكيلات به درد اين مردم نخورد لغو مي‌شود. و ما هم اگر اهل ايمانيم بايد از لغو گريزان باشيم: (عَن اللَغو مُعرِضُون)[۱].

اين تشكيلات نبايد «بُت» و يا «لغو» و «لهو» باشد، بايد به درد مردم بخورد، بايد كمك كند به جمهوري اسلامي، بايد روز به روز، هر چه بهتر و الهي‌تر و نوراني‌تر و سازنده‌تر و سرافرازتر و پويا‌تر و سخت‌كوش‌تر و پيشتازتر ادامه بدهيم. بنابراين، در داخل اين تشكيلات بايد برنامه‌ريزي‌هاي گوناگون به وجود بيايد، نه فقط درخود تشكيلات، كه براي كل جامعه، بلكه براي كل انقلاب اسلامي. باز هم تكرار مي‌كنم كه اين صرفاً با گفتن نمي‌شود. مكرّر ديده‌ام كه خصلت‌هاي بيروني بعضي از ما در جهت مخالفت اين ويژگي‌ها به‌ كار مي‌افتد و آهنگ تخريبي پيدا مي‌كند.

 

 مراقبت تشكيلاتي

خود‌خواهي‌‌هاي شخصي، خود‌محوري‌ها، سوء‌ظن‌ها، بدگماني‌ها‌ي بي‌جا، از آفت‌هاي تشكل‌ محسوب ‌مي‌شود. گاهي مي‌شود برادرها يا خواهرها فكر مي‌كنند منشأ اين سوء‌ظن‌ها و بدگماني‌ها، در درون خود «كار تشكيلاتي» است.

ولي گاهي اين‌طور نيست، افراد با آن خصلت‌هاي منفي‌اي كه دارند وقتي وارد يك تشكيلاتي مي‌شوند، در حقيقت، با خودشان اين ميكروب‌ها را وارد تشكيلات مي‌كنند. به همين جهت هم هست كه يكي از واجبات تشكيلات اين است كه دائماً مراقب باشد تا ميكروب‌ها از بيرون وارد پيكره و عمق تشكيلات نشود.

يعني دائماً بايد مراقبت ‌كرد كه اگر ويروسي، ميكربي يا يك فردي داخل تشكيلات مي‌آيد، همان اوّل علاج‌ شود، قبل از آن‌كه خصلت او به جاي ديگر سرايت‌ كند. ولي اين واقعيت هست كه گاهي مي‌بينيم يك مرتبه دريك گوشه‌ي تشكيلات يك نوع ديد پيدا مي‌شود.

وقتي دنبال مي‌كنيم مي‌بينيم كه به يك آقا يا خانمي منتهي مي‌شود كه او با يك سوء‌ظن و بدگماني و خودرأيي وارد جو پاك تشكيلات شده ‌است؛ هر قدر جو تشكيلات پاك‌تر باشد، آسيب‌پذيرتر است و يك مرتبه اين آسيب توسعه پيدا مي‌كند.

هر يك از ما وظيفه داريم كه آن ضعف‌هاي شخصي خود را سخت مراقبت‌كنيم. يك نفر تا بيرون تشكيلات هست، اگر نقطه ضعفي دارد، ضعف شخصي محسوب مي‌شود، ولي وقتي وارد تشكيلات مي‌شود، ضعف شخصي‌اش ضعف شخصي همراه با يك نوع امكان سرايت و سوار بر يك مركب تيزپا و تندرو است.

در تشكيلات، گسترش ضعف­ها ممكن است خطرناك‌تر و شديدتر باشد، و به همين دليل، مراقبت از ضعف‌هاي شخصي افراد لازم است. سوء‌ظن‌ها، بدگماني‌ها و بد‌تفسير‌كردن‌ها همه از چنين ضعف‌هايي هستند و بايد خيلي مراقبت ‌كنيم.

براي اين‌كه اين ضعف‌ها تا ضعف شخصي است، يك گناه است، ولي وقتي كه در يك جمع باشد، گناه مضاعف و هم عقاب آن دنيايش مضاعف است؛ چراكه نتيجه‌ي زحمات فراوان انسان‌هاي تلاشگر در راه خدا با يك چنين ضعف‌هايي به هدر مي‌رود و خبط و ضايع مي‌شود و تلاش‌هاي خود انسان‌ را در آن دنيا هم به هدر مي‌دهد.»[۲]

 

 

عضو، مهم­ترین رکن تشکیلات است.

الف: جذب:[۳]عضویت اوّلین گام برای ورود و سازندگی یک تشکّل است.

زمینه‌های ایجادکننده مراجعه یک فرد به یک مجموعه مثل مسجد:

۱ـ حلقه­های دوستانه‌ی اعضا؛

۲ـ‌ محصولات فکری و تشکیلاتی( برنامه­ها و مراسمات مسجد)؛

۳ـ مکتوبات و نشریات؛

۴ـ اساسنامه و مرامنامه؛

۵ـ تماس حضوری و شناخت دو طرفه اعضا.

نکته: جذب نباید به صورت مراجعه­ی مستقیم به افراد به صورت گسترده صورت گیرد؛ زیرا جایگاه مجموعه را زیر سؤال خواهد برد.

علل اصلی عدم مراجعه­ی افراد :

۱ـ حجب و حیا: که بیشتر در افراد مذهبی دیده می‌شود.

۲ـ پرهیز از فعالیت، به خصوص فعالیت­های سیاسی: که بیشتر در خانواده­ها و در سطح جامعه القا می‌شود.

۳ـ قضاوت عجولانه: قضاوت شتابزده و ناعادلانه از سوی دیگران.

۴ـ اشتباهات شما: برخوردهای ناصحیح، گفتار نابجا و عدم معرفی مناسب.

ب: ارزیابی عضو:

نکته: ارزیابی باید بدون تنگ‌نظری انجام گیرد و کیفیت و قابلیت بر کمیت افراد اولویت داشته باشد.

مهم‌ترین ملاک سنجش کیفیت اعضا در بدو ورود به مسجد عبارت است از:

۱ـ‌ شناخت دینی و فکری: در این زمینه ارزش­ها و اهداف از پیش تعیین شده مجموعه و مسجد مهم‌ترین میزان و ملاک است.

۲ـ‌ تحلیل از شرایط روز جامعه.

ج : ایجاد علاقه­ی تشکیلاتی( به مسجد و مجموعه).

۱ ـ احترام و اکرام.

۲ ـ‌ راه‌یابی به حلقه‌های معرفتی.

۳ ـ‌ برنامه‌های ساده­ی محلّی.

۴ ـ گسترش دامنه­ی دوستی و گفتگو.

۵ ـ حضور فرد در جلسات رسمی مجموعه.

۶ ـ نظرخواهی و مشورت.

۷ ـ سپردن مسؤولیت (اولویت شخص بر کار).

د : رشد آموزشی در کنار فعالیت:

مسجد در کنار فعالیت، عضو را پرورش می­دهد. با این وجود، باید آموزش­های ویژه­ی علمی و مهارتی اعضا را گسترش دهد تا در کنار فعالیت‌ها کادرسازی نیز به خوبی انجام شود.

نکات کلیدی:

ـ اوّلین کار، انتقال مبانی.

ـ گفتگوی جمعی در حلقه­های دوستانه.

ـ معرفی جلسات آموزشی.

ـ معرفی کتب و مقالات.

ـ اهدای کتب و مجلّه و …

ـ برگزاری جلسات حضوری با مسؤولین و … .

ـ استفاده از مربّیان

ـ استفاده از فرصت­ها در جهت انتقال مبانی آموزشی.

هـ : تعامل اعضا:

تعامل به صورت‌های زیر و با رعایت نکات کلیدی که پیش‌تر اشاره کردیم مثبت و سازنده خواهد بود.

ـ مراقبت از یکدیگر.

ـ رعایت حریم.

ـ افزایش انگیزه.

ـ احساس وظیفه نسبت به اعضای جدید.

ـ انتقاد سازنده و در قالب مناسب.

و: جایگاه یک عضو فعال:

برای افرادی که از مرحله­ی عضویت عادی گذشته باشند باید جایگاه ویژه‌ای در نظر گرفته شود. این جایگاه، ویژه­ی کسی است که خود را به عنوان یک عضو در خانواده­ی مسجد و مجموعه تلقی نماید و دیگران نیز وی را در چنین جایگاهی پذیرفته باشند. چنین فردی در قالب فعالیت­های تشکیلاتی خود را معرفی کرده و در قالب­های زیر فعال بودن خود را بروز می­دهد:

ـ مسؤولیت.

ـ تأثیر و دغدغه: تلاش مضاعف برای انجام فعالیت محول شده به وی.

ـ عضویت در کارگروه­ها و کمیسیون­ها.

ـ حضور فعال در برنامه­ها و مراسم.

ـ حضور متمادی در نماز جماعت و حلقه­های دوستانه اعضا.

 

   بخش تشکیلاتی مسجد و مجموعه

در این بخش، از دو واژه­ی «سخت افزار» و «نرم افزار» استفاده می‌کنیم.

سخت افزار تشکیلات شامل اساسنامه و آیین نامه­های مربوطه است. مسجدی که دارای اساسنامه باشد و مطابق آن عمل نماید، سازنده و زنده است. دارا بودن مجمع عمومی، انتخابات، شورای مرکزی و … به منزله­ی وجود حیات و تحول در یک مجموعه و تشکیلات است.

یک مجموعه با هیئت مؤسّس و عضو گیری شکل می گیرد، سپس انتخابات داخلی در قالب مجمع عمومی برای تشکیل ارکان انجام می‌شود. پس از آن، روند اجرایی (مراسم و برنامه­ها) و فکری (جلسات آموزشی) نشو و نما می­یابد.

پس از تأسیس و تثبیت اوّلیه، در یک روند عادی، سایر اعضا فرم پر می­کنند و اعضای فعال امور اجرایی و فکری را عهده‌دار می‌شوند. در یک مجموعه فعال فرآیند تبدیل اعضای عادی مجموعه به اعضای فعال به آسانی صورت می‌پذیرد.

اگر در یک مجموعه چند صد فرم پر شده وجود داشته باشد ولی به علّت نبودن نرم افزار مناسب، تبدیل و پرورش نیروها انجام نشود، آن مجموعه دچار معضل می­شود. البته این اختلال ممکن است در زمان نیروگیری نیز اتفاق بیفتد؛

مجموعه­ای که سخت‌افزار و نرم‌افزار مناسب نداشته باشد ممکن است حتی در جذب ورودی­ها و اعضای عادی نیز گرفتار اختلال شود و افراد عادی را نیز جذب نکند چه برسد به فعال کردن آنان.

در این بخش، هدف ما رسیدن به مؤلّفه‌های تشکیلاتی زیر است. این مؤلّفه­ها زمینه را برای شروع کار آموزشی فراهم می­سازد:

– احیا؛

– نظم؛

– تعهد به مسجد  و مجموعه؛

– فعال کردن اعضای عادی؛

– احترام به شخصیت عضو؛

 نظم، پس از تقوا، دوّمین سفارش حضرت علی۷ به فرزندانشان است. من شما [حسن و حسین۸] را و تمام فرزندان و خاندانم را، و کسانی را که این وصیّت به آنها می‌رسد، به تقوای الهی و نظم در امور زندگی و… سفارش می‌کنم.[۴]

هیچ فعالیتی بدون برنامه‌ریزی منظّم سالیانه، انجام شدنی نیست. برای مثال در یک مجموعه­ی فاقد نظم، مشخص نیست امروز چه افرادی در چه ساعتی در مجموعه حضور داشته اند، مشخص نیست که امروز باید چه فعالیتی صورت گیرد. نتیجه این می­شود که اعضا فقط برای دیدن دوستان خود در مسجد حضور می‌یابند و هیچ کار مثبتی انجام نمی­دهند. در صورت وجود برنامه‌ای جهت حضور منظّم اعضا در مسجد و مشخّص بودن کارهایی که باید در روز انجام شود، هم افراد می‌دانند که چه افرادی در چه روزهايی در مجموعه هستند و هم امور جاری مجموعه به درستی پیش می­رود.

تعهد به مسجد و مجموعه: منظور ملکه کردن وفای به عهد نسبت به امور محوّل شده به اعضاست. در بیانات معصومین: به وفای به عهد توجه جدّی شده است.

فعال کردن اعضای عادی: از دو قسمت تشکیل می­شود.

۱ـ طراحی نرم‌افزارهایی جهت تبدیل اعضای عادی به فعال؛

۲ـ ثبت فعالیت­های روزمره­ی مسجد و مجموعه.

 

شيوه‌هاي كادر سازي در مراكز فرهنگي

 

 

برگرفته از فصل دوم كتاب منشور اجرايي فعاليتهاي فرهنگي در مسجد حجه الاسلام محمد بيرانوند.

[۱] . مؤمنون / ۳٫

[۲]. برگرفته از بیانات شهید بهشتی در نشست چهارم با اعضای حزب جمهوری اسلامی.

[۳]. برای توضیحات بیشتر درباره­ی جذب به فصل جذب همین کتاب مراجعه فرمایید.

[۴] . «أُوصِیکُما، وَ جَمِیعَ وَلَدِی وَأَهلِی وَ مَن بَلَغَهُ کِتابِی، بِتَقوَی اللهِ وَ نَظمِ أَمرِکُم». (نهج البلاغه، نامه/۴۷)

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است